L 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> همه تنهایی من


همه تنهایی من

گفته بودی چو بیایی غم دل با تو بگویم ... چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 
 
 
ایــن روزهـا پـارو را رهـا کــرده ام

و دراز شـده ام کــف قـایــقـی مــعـلـق کــه بــه هـیـچ کـجـا نـمی رود...
 
 
 
 
پاسخ با نقل قول
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 16:58 توسط الهام| |

"اینهمه شکستن سهم من نبود..."(افتخاری)

.

.

.

به شهر و دیاری ببر تو مرا،امید و صفا باشه و من وتو...(بازم افتخاری)

.

.

.

"دلم تنگ میشه بیش از حد،دلم تنگ میشه بیش از حد..." (باران)

.

.

.

"تو بهم دادی آرامشو،حالا که دل من باهاته شکر..."(تتلو)

.

.

.

remember remember remember remember some times u love it"(انریکه)

.

.

.

از پیشم میری، ولی من باز دیوونه میشم...اشکامو ندیدی...(25 باند)

.

.

.

باش تا ببینی که من بی تو...(بازم 25 باند)

.

.

.

توی ده شلمرود،حسنی تک و تنها...(صدای بردیا تو یه سال و نیمگیش)

.

.

.

الرحمن علم القرآن...(سوره الرحمن)

.

.

.

و...

 

آروم میشم خیلی آروووووووووووووووووووووووووم...

.

.

.

شکرت....دوست دارم...

 

 

پی نوشت:(دوباره پیاده روی رو شروع کردم به نیت جسمی اما تاثیر روحیش یه چیزی از عالیم اونورتره!!!)

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 22:11 توسط الهام| |

تو    بهم    دادی    آرامشو...

حالا    که    دل    من    باهاته    شکر...

.

.

.

.

.

.

 این مدت و همه اتفاقاش چیزی که سخت ترش میکرد تنهایی بود!!!

این دو هفته شاید بشه گفت دو هفته سرنوشت ساز!!! با همه سختیاش ... گذشت ...  بازم شکر...

بازم کشوندیم همون جایی که میخاستی ...شکر... مرسی که هستی ...

.

.

.

.

.

پی نوشت:(به قول زینب:"آدم،با خدا که تنها نمیشه!!!")

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 0:8 توسط الهام| |

 

 

 "توکلت علی الحی و القیوم"

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 22:37 توسط الهام| |

1.برای هر چیزی اکسیری هست

جز دلتنگی...

 

2.چقد دلم حال و هوای عرفه رو کرده بعد دعا با زینب زیر بارون پیاده میرفتیم قبرستون

انقد حرف میزدیم از دغدغه هام میگفتم شب که میرسیدم خونه چقد سبک شده بودم

جواب سوالای بیشماری رو که تو ذهنم رژه میرفتنو گرفته بودم...

 

3.هنوزم وقتی دلم میگیره میرم مزار شهدا چند شب پیش رفتم اونجا دلمو خالی کردم از  خودم زندگی بابک اصلا از خود خدا!!!حرف زدم گریه کردم سکوت کردم سکوت کردم سکوت کردم...

فرداش بطرز معجزه آسایی همه چی روبراه شد همه چی...

 

4.اینروزا بعضی وقتا وحشتناک از خجالت خودمو ذهن آروممو آرامشم در میام ...فکر و خیال فکر و خیال

فکر و خیال...

 

5.خسته ام از جاده های تموم نشدنی...

 

6.هیچ حسی ندارم نه شادم نه غمگین نه ناامید نه عاشق نه منتظر و نه افسرده

بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!!!

 

7.و آخر همه اینا...هنوزم شبا قبل از خاب از پنجره اتاق که چراغای شهر و نگاه میکنم رو به آسمون میکنم و میگم شکرت...

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 17:49 توسط الهام| |

 

..."حتی اگه خاسته هامو بهم ندی،

   من بندگی میکنم!!!

  تو میدونی و خداییت!!!..."

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 20:6 توسط الهام| |

از آشناهای دور بود و شهرستان زندگی میکرد سابقه نداشت بیاد دیدنمون یه بعدازظهر بی مقدمه اومد!!!

از این در و اون در حرف زدیم که از مزه مزه کردن حرفاش قصدش از اومدنو فهمیدیم

مامان بیجاره منم خنده خنده بین حرفاش بر داشت گفت: "...خانم جان شیرین که هنوز بچه ست

بعدشم سنش به آقازاده ی شما نمیخوره!!!"

اون بنده خدام که نمیدونم اون لحظه جه حسی داشت از برداشت مامان!!! من من کنان گفت:

"حالا که تکلیف الهام خانوم روشن شده قدم خودشو بچش رو جفت چشای ما!!!..."

 

 

پی نوشت:(شبش بردیارو تو خاب سفت بغل کردم و زار زار گریه کردم ...بابک با زندگی من چکار کردی!؟...)

 

 

نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت 21:4 توسط الهام| |

به پایان رسیده ام

امانقطه نمیگذارم، یک

ویرگول میگذارم...

این هم امیدیست شاید که برگردد.

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 22:22 توسط الهام| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 10:40 توسط الهام| |

 

 

هنوزم  می شه عاشق بود   ،  تو باشی کار سختی نیست

 

 

 

پی نوشت:چند روز پیش یه مهمون غریبه ای داشتم که وقت رفتن از آشنام آشناتر شدیم برای هم ازم پرسید:

 اگه برگردی بازم انتخابش میکنی!؟... چشام پر اشک شد در جوابش و تمام تردیدا و سوالای تو ذهنت میگم:

"صدبار برگردم عقب  باز انتخابت میکنم."

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 11:4 توسط الهام| |

>

Design By : Night Skin